دانلود رمان شروع یک داستان تازه pdf از khale ghezi با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان شروع یک داستان تازه pdf از khale ghezi با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان khale ghezi مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان شروع یک داستان تازه

داستان درباره ی دختری نویسنده ای هستش که فکر مـی کنه خیلی درگیر کـارش شـده و

از همسرش دوره در ادامه داستان جریاناتی بین اون و برادر شوهرش به وجود مـیاد و

ه دنبالش مشکلاتی که با همسرش پیـدا مـی کنه و

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان خدمتکـار هات من

قسمت اول رمان شروع یک داستان تازه

پشت لب تابم نشستـه بودم مشغول تایپ کردن بودم کـاری که بیشتر ساعات روزِ منو مـی گرفت

کـاری که باعث شـده بود یادم بره همسر مهربونی دارم، که بهم احتیاج داره کسی که بهم عالقه

داشت االنو نمـی دونم ولی اون موقع ها خیلی دوستم داشت من براش مثل قبل نیستم حتما دیگـه

اونقدرا دوستم نداره نگـاهمو به سمت ساعت دیواری حرکت دادم ساعت یازده بود نمـی دونم چرا

ولی دلم برای همسرم تنگ شـد حتی نوشتن هم نتـونست وسوسم کنه

به سمت اتاق خـواب رفتم همسرم روی تخت نشستـه بود و مشغول خـوندن کتاب بود با عشق

نگـاهش کردم هنوزم مثل روز اول عاشقش بودم نگـاهش بهم افتاد لبخندی زد و کتابو بست بعد

دستاشو باز کرد منم مثل بچه ای خـودمو تـو بغلش انداختم منو به خـودش فشار داد سرمو آوردم

باال تا صورتشو نگـاه کنم لبخندی زد و صورتم رو بوسیـد همون طور که با موهام بازی مـی کرد گفت:

حتما حسابی خستـه شـدی! نه خستـه نبودم دلم برات تنگ شـد

داری منو لوس مـی کنی؟ باز چی شـده؟ بهزاد؟

آروم سرمو بوسیـد و گفت: مـی دونم عزیزم، باهات شوخی مـی کنم

بلند شـدم و کنارش نشستم دستمو بین دستاش گرفت آروم با انگشتام بازی مـی کرد گفتم:

مـیـدونی داشتم به چی فکر مـی کردم؟ به چی؟

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان