دانلود رمان دردانه pdf از ساحل با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان دردانه pdf از ساحل با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان ساحل مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان دردانه

دختر دردانه ی بهار

جمع کرده فرش سبزش را

چمدانش پر است از باران

از شمـیم شکوفه لبریز است

چادر بهاری اش بر سر

عشق مـیکند از این دیار …

این دختر دردانه پنهان…

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان روزهای خاکستری

قسمت اول رمان دردانه

یڪ دوش مختصر گرفتم و به سمت اتاق رختڪن رفتم و از ڪمد مخصوصم پالتـوی قهوه ای چرم

وشال ڪرم پشمـی ام را بر داشتم و پوشیـدم.

بعد از آن ڪه پوت های قهوه ای چرمم را پا ڪردم مقابل آینه ی قدی اتاق ایستادم

لباس ها واقعا برازنده ی اندام ڪشیـده ی

ورزشڪاریم بود..اما چیزی ڪه باعث خـوشحالی ام بودزیبایی لباس هایم نبود

این بود ڪه این لباس ها را با حقوق خـودم

خریـده بودم بعد از یڪسال ڪه از ڪار ڪردنم گذشتـه بود تـوانستـه بودم با در آمد

معمولی پدرو خانواده ی نسبتا پر جمعیتم این لباس ها را که

تا به حال موفق به تـهیه اش نبودم را تـهیه ڪنم.

فرزند اول خانواده و ۲۳ساله بودم،سال قبل با مدرڪ

لیسانس اقتصاد از دانشگـاه فارغ التحصیل شـدهبودم.

در حال آنالیز ڪردن خـودم بودم ڪه صدای

در بلند شـد.بله!!استاد؟!

صدای بنفشـه بود معموال جلوی شاگردانم

مرا استاد خطاب مـی ڪرد اما در خلوت خـودمان انواع

لقب های فانتزی و غیر فانتزی را به من نسبتمـی داد.

جانم خانم فتحی!!من هم بایـد به او احترام مـیگذاشتم

باالخره من در باشگـاه او ڪار مـیڪردم،،،،ده سال

بود ڪه با او دوست بودم از دوران راهنمایی تا االن.

هر دو در رشتـه ی اقتصاد فارغ التحصیل

شـده بودیم،اما از آنجایی ڪه ڪار برای رشتـه ی ما فتـو فراوان بود دل پدر بنفشـه

به رحم آمده و برای دختر عزیزش یڪ..

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان