دانلود رمان آشتی با عشق pdf از ایکسا خانوم با لینک مستقیم

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنیـد

دانلود pdf رمان

دانلود رمان آشتی با عشق pdf از ایکسا خانوم با لینک مستقـیم

برای اندرویـد و کـامپیوتر و PDF

  نویسنده این رمان ایکسا خانوم مـیباشـد

موضوع رمان : عاشقانه

خلاصه رمان آشتی با عشق

یه آقا پسری از سر شیطنت یه کـار بدی مـیکنه در حق یه دختر خانم نازنازی!

و دختر خانم داستان به شـدت کینه به دل مـی گیره و تا پسر داستان و

بدجوری زمـین نزنه حاضر به بخشیـدنش نمـیشـه….

حالا سوال اینجاست!؟!

کـار سهوی پسر داستان از سرشیطنت؛

ارزش تلافی دختر خانم و داشتـه یا که نه!؟

رمان پیشنهادی:

دانلود رمان عشق تا جنون

قسمت اول رمان آشتی با عشق

با نگـاهی به کفشاي در خـونه از حرص پوفی کشیـد و عصبی و در مونده به سقف پاگرد خیره شـد

رزو به دلش مونده بود شبی با آرامش وارد خـونه بشـه و از سکوت خـونه لذت ببره.دست خـودش نبود بعد از

سالها هنوز به خانواده ي پرجمعیتش عادت نکرده بود.

چشماشو بست و با نفس عمـیقـی کلیـد انداخت به در و بدون تـوجه به سروصداي خـونه در و آروم بست و بدون

جلب تـوجه مسیر پله مانند تا طبقه ي اختصاصی شو دنبال کرد. به آخرین پله نرسیـده صداي سمانه بزرگترین

خـواهرزاده ش با پوزخند مخاطبش قرار داد:

-چه عجب چشم ما به جمال آهو خانم روشن شـد!

با غیض سرجاش ایستاد و طبق عادت فحش زشتی زیر لب بهش بست.صداي متحیر عزیزش بلند شـد:

-چی مـیگی مادرجون مـگـه آهو اومده؟!

-فکر کنم اومد آخه انگـار منم یه سایه یی دیـدم از پله ها بالا رفت.

صداي سرزنش گر آقامحمدعلی پدرش مثل همـیشـه عزیزش و مخاطب قرار داد:

–دلت خـوشـه بچه تربیت کردي که به این همه آدم بدون سلام بی احترامـی مـیکنه!

پیرزن بایـد هم نمـی دیـدش وقتی سر سفره پشت  به در ساختمون تـو هال راحتی پشت قسمت پله خـور ساختمون

نشستـه بود. هنوز گیر چشماي …

برای دانلود رمان روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود رمان